جستجوی همکاران

روانکاوی

روانکاوی و روان درمانی تحلیلی

طی سال ها روان درمانی تحلیلی به عنوان درمانی کارآمد و مستقل از روانکاوی مسیری پرفراز و نشیب را برای به دست آوردن هویت خود طی کرده است. نگاه روانکاوان آمریکایی و اروپایی هم در این مورد متفاوت است، برخی این نوع درمان را درمانی کاملا مستقل دانسته و برخی دیگر تمایز زیادی از لحاظ اصول کلی بین روانکاوی و روان تحلیلی قایل نمی شوند. رابطه "روانکاوی" و" روان درمانی تحلیلی" در ایران ولی شکل دیگری دارد. در حال حاضر در ایران، هیچ موسسه ای که بتواند "روانکاو" به معنی خاص کلمه تربیت کند وجود ندارد و شاید به همین دلیل و یا به دلیل ناشناخته بودن " روان درمانی تحلیلی" برای عموم ، اکثر کسانی که کار تحلیلی می کنند، خود را روانکاو می نامند. این پیش داشت روان درمانگران تحلیلی ایرانی ، در مقایسه با همتایان فرنگی خود، پیش داشتی واگرایانه ولی قابل درک است.
از نقطه نظر انجمن روانکاوی بین المللی (آی پی ای )، دوره جامع روانکاوی (مدل آیتینگتن) شامل حداقل ۴۰۰ ساعت کلاس های نظری، حدودا ۲۴۰ ساعت سوپرویژن گروهی ادامه دار، داشتن ۳-۴ مورد روانکاوی (آنالیزند) که هر کدام حداقل ۴ بار در هفته برای ۲۰۰ ساعت روانکاوی دیده شده باشند و به ازای هر آنالیزند حداقل ۵۰ ساعت سوپرویژن هفتگی گرفته شده باشد. هر ۶ ماه برای هر آنالیزند باید فرایند روانکاوی نوشته شود و نهایتا با تایید سوپروایزر مربوطه و تایید کمیته پیشرفت روانکاوی هر آنالیزند مورد تایید نهایی قرار می گیرد. هر کاندید روانکاوی خود باید تحت روانکاوی حداقل ۴ بار در هفته باشد. با در نظر گرفتن الزامات دیگر، در عمل آموزش روانکاوی جامع به طور متوسط ۵-۷ سال طول می کشد. فردی که با موفقیت این دوره را سپری کند، روانکاو گواهی دار (سرتیفاید آنالیست) نامیده می شود. همان طور که مشاهده می کنید، دوره جامع روانکاوی نیازمند سرمایه گذاری جدی زمانی، روانی و مالی می باشد.
در مورد آموزش "روان درمانی تحلیلی" مانند آموزش "روانکاوی" برنامه آموزشی مشخص و معین و جود ندارد و بسته به مرکز آموزشی دارای شرایط متفاوت است. به طور کلی دوره آموزشی "روان درمانی تحلیلی " شامل این موارد است: حدود ۲۰۰ ساعت کلاس های نظری به مدت دو سال، درمان شخصی به مدت بیشتر از ۲۵۰ ساعت حداقل دو بار در هفته ، تجربه درمان مراجع حداقل ۷۵۰ ساعت که برای آن حداقل ۱۵۰ ساعت سوپر ویژن انفرادی و ۱۰۰ ساعت سوپر ویژن گروهی گرفته باشد.
پرداختن به شرح تفاوت های "روانکاوی" و "روان درمانی تحلیلی" کاری است که از حوصله این فضا خارج است. بسته به رویکرد و وابستگی به مرکز آموزشی یا موسسه خاص، روانکاوان مختلف، نقطه نظرات متفاوت در این مورد وجود دارند. در اینجا ، تنها به چند نکته اشاره می کنیم:
-تعداد جلسات در هفته : در حال حاضر انجمن روانکاوی بین المللی ۴ جلسه در هفته یا بیشتر را یک شرط لازم برای تعریف روانکاوی و تمایز آن از روان درمانی می داند. مشخصا موسسات دیگری هستند که حداقل ۳ بار در هفته را برای کار روانکاوی مناسب می دانند. تعداد جلسات در روان درمانی تحلیلی معمولا ۱ یا ۲ بار در هفته است.
-استفاده از کاناپه روانکاوی : در روان درمانی تحلیلی به جای دراز کشیدن روی کاناپه روانکاوی، مراجع معمولا روبروی درمانگر می نشیند. اگر چه دراز کشیدن بر روی کاناپه و نداشتن تماس چشمی واپس روی (ریگرشن) را تسهیل می کند، ولی برای بعضی از بیماران می تواند ضد درمانی شود و به طور کلی این اتفاق نظر وجود دارد که در روانکاوی هم استفاده از کاناپه برای همه مراجعین لازم نیست.
- نوع آموزش درمانگر: تعلیم جامع و رسمی روانکاوی با استاندارد های معتبر لازمه این حرفه است. در عین حال، از میان درمانگرانی که از روانکاوان سوپرویژن می گیرند، افرادی هستند که توانایی کار بالینی شان همتراز روانکاوان گواهی دار است. از انجایی که عموما درمانگران نمی توانند برای یک مراجع خود، بیش از آن که خود در هفته جلسه درمانی داشته اند، جلسات درمانی بگذارند، نوع آموزش روانکاوان ، ایشان را قادر می سازد که مراجعین خود را به دفعات بیشتری در هفته ببینند.
- تجربه درمان: با افزایش تعدد جلسات ، فرآیند درمانی محتملا عمق و شدت بیشتری پیدا می کند. نوروز انتقالی پس رونده (ریگرسیو ترانسفرنس نوروزیس) تشدید یافته و به واسطه روانکاو تسهیل می شود. این در حالی است که درمانگر مراجع با جلسات کمتر شاید عمدا مانع شدت یافتن نوروز انتقالی شود.

- فعالیت و تکنیک درمانگر: در جلسات با تعدد بالا، روانکاو بیشتر مثل یک مادر و نسبتا خنثی است، در حالیکه درمانگر تحلیلی، مثل پدر فعالانه تر با مراجع تعامل می کند. لازم به ذکر است که این تمایز صرفا نسبی است چرا که در هر دوی درمان ها، هنر هر روانکاو، پیدا کردن نقطه تعادل برای هر مراجع خاص باتوجه به ویزگی های فردی و مختصات درمانش است. اگر چه به طور اصولی، تمرکز روانکاو و درمانگر تحلیلی غالبا بر تحلیل انتقال است، در روان درمانی تحلیلی تمرکز تحلیل بیشتر بر حوزه بین فردی ماتریکس انتقال-انتقال متقابل است و در روانکاوی این تمرکز به طور پیش رونده ای به سمت لایه های عمیق تر دنیای درونی فرد حرکت میکند.
- هدف درمانی : نهایتا در روانکاوی ، هدف غالب ، رشد فردی و تغییر اساسی ساختاری با یکپارچه کردن تعارضات و ارتباط های درونی واپس رانده شده است، حال آنکه در روان درمانی تحلیلی، هدف عموما تغییر نسبی ساختاری و مرتفع کردن علایم بیماری است.
مقدمه مترجمان کتاب روان درمانی تحلیلی کابانیس
(دکتر بابک روشنایی مقدم – خانم مهرناز میرنوش)