دپارتمان ها

روانکاو به مثابه آینه‌ای …

آدمی لحظات زیادی از زندگی خود را در حیرت و سرگردانی به سر می‌برد. ” در کار خود حیران ماندن” حال آشنایی است، اینکه “نمی دانیم چطور شد که این طور شد؟”.

نگاهی روان کاوانه به غزلی از مولانا

چه دانستم که این دریا مرا زین سان کند مجنون... چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون/ دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون/ چه دانستم که سیلابی مرا ناگاه برباید/ چو کشتی ام دراندازد میان قلزم پرخون/ زند موجی بر آن کشتی که تخته تخته بشکافد/ که هر تخته فروریزد ز گردشهای گوناگون

دپارتمان ادبیات و روانکاوی

پيوند ميان ادبيات و روان انسان، نيازى به اثبات ندارد. اين پيوند همواره از كيفيتى متقابل برخوردار است. روان انسان، ادبيات را می‌سازد و ادبيات، روان انسان را می‌پروراند. دریافت‌های روانى انسان به جنبه‌هایی از حيات طبيعى و انسانى نظر می‌کند و مایه‌ی آفرینش‌های ادبى را فراهم می‌آورد.